چگونه میتوان از ورود 300 تن نمک در روز به فلات ایران جلوگیری کرد؟ (بخش یکم)

یکی از خصوصیات بارز انسان خودفریبی است. این آفت در هر زمینه ای میتواند انسان را به دردسر اندازد و این امر در زمینه محیط زیست فلات ایران هم مصداق دارد. در حالیکه سرتاسر فلات ایران را نمک فراگرفته هنوز هیچیک از دولتمردان و صاجبنظران محیط زیست این واقعیت را نپذیرفته اند که نمک زمین را به نمکزار و شوره زار و کویر سترون تبدیل کرده و میکند. از آن مهمتر اینکه قسمت اعظم این نمک از فعالیت انسان است. 

 

عکس
هر انسان روزی 5 گرم نمک مصرف میکند و همین مقدار نمک را از طریق تعرق و یا ادرار دفع میکند. اگر مصرف سرانه را در تعداد جمعیت ساکن در زمین های بالادست حوض سلطان ضرب کنیم، به راحتی میتوان مقدار نمک جمع آوری شده را محاسبه و توجیه کرد. در شکل 1 به جای خرمنی از گندم، خرمنی از نمک می بینیم که در شمال قم یعنی نزدیک گودال حوض سلطان جمع آوری شده است. خوشحال هم هستیم که استخراج این نمک کار سود آوری است. 

این نمک از زمین های بالادست و بخصوص از مراکز جمعیت در فصول بارانی سال شسته شده و به نزدیک ترین گودال سر راه یعنی حوض سلطان منتقل شده است. هر سال خرمن مشابهی از نمک در نزدیکی سیرجان هم میبینیم (شکل 2) و در شکل 3 یعنی کویر نمک مرنجاب نمک را در سطح وسیعی پراکنده می بینیم و در شکل 4 رودخانه شور کویر لوت را میبینیم که بی وقفه نمک باد آورده از دشت نمک خراسادن را به گودال کویر لوت منتقل کرده و این گودال سرسبز را به کویر لوت بی آب و علف تبدیل کرده است. در شکل 5 یک غار نمکی را در نزدیکی زنجان در دامنه جنوبی البرز میبینیم. این غار نمک که از زمان هخامنشیان مورد بهره برداری بوده و همه ساله خروارها نمک از ان استخراج شده، پس از مصرف توسط انسان بدون هیچ کم و کاستی به محیط برگشته و تدریجا سرزمین فلات را به آنچه که در شکل 6 می بینیم تبدیل کرده است. 

صرف نظر از اینکه همه نمک وارده به فلات ایران ممکن است حاصل فعالیت انسان باشد یا نباشد، نتیجه نهایی یعنی انباشت نمک و سترون شدن فلات ایران را نمیتوان انکار کرد. 

اگر فرض کنیم که 60 میلیون نفر از جمعیت ایران بین دوکوه البرز و زاگرس زندگی میکنند، به آسانی میتوان دید که این جمعیت هر روز 300 تن نمک مصرف میکند و همین مقدار نمک را به محیط زیست پس میدهد که بی کم و کاست بر زمین های زخم خورده فلات ایران مینشیند و روز به روز انرا سترون تر میکند. 

در سی سال اخیر که کم بارانی دامن منطقه را گرفته و سدهای بیشماری بر بالادست رودها احداث شده اند، نمکی که در دریاچه های نمک پنهان بود به گودال های نمک تبدیل شده و سطح وسیعی از نمک برای فرسایش و پراکنش نمک توسط باد به زمین های اطراف به وجود آورده است. 

از خود میپرسیم اگر برای کمک به بهبود وضع وخیم و مرگبار فلات ایران هیچگونه نمکی به غذا اضافه نکنیم عواقب ان چه خواهد بود؟ چه اگر این کار بی خطر باشد شاید راه حل بسیار مناسبی برای مقابله با ایست زیست محیطی باشد. 

خوشبختانه نویسنده این مقاله خود همین کار را از 5 سال پیش شروع کرده و در این مدت نه تنها زنده مانده بلکه این انتخاب به کاهش فشار خونش هم منتهی شده است. دلیل بی خطر بودن و مفید بودن این انتخاب اینست که:

1. در غذاهای روزانه بیش از حد لازم نمک وجود دارد و نیازی به اضافه کردن نمک به عذا نیست.

2. عداها و میوه های شیرین از قبیل هندوانه و حربزه و نان بدون نمک و غلات و کرفس و سایر سبزیجات به اندازه لازم و کافی نمک دارند و نیازی به اضافه کردن نمک به غذا نیست. 
در روزهای اول غذا ها کمی بی طعم هستند اما بعد یک یا دوهفته حس ذائقه مان خودش را تنظیم میکند و بعد از ان غذای معمولی شور به مذاق مان می آید. 
عکس
3. اگر به عنوان دوستدار محیط زیست از ما خواسته شود که روزی یک بطری یا کیسه پلاستیک را از میحط زیست جمع آوری کنیم، حتماً همگی این کار را با رغبت انجام میدهیم. حال اگر از ماخواسته شود که روزانه با نخوردن نمک 5 گرم نمک را از محیط زیست دریغ داریم آیا حاضریم این کار را همه روز و روز به روز انجام دهیم؟ اگر قبول ندارید یک روز یا یک هفته امتحان کنید و اگر قابل تحمل بود انرا اشاعه دهید تا سرانجام اعتیاد به نمک را از جامعه ایران بزداییم. 

 

 

www.rezakhazai.ir

این مقاله با تلاش دکتر اسدالله ابراهیمیان - محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا تهیه شده است

/ 0 نظر / 7 بازدید