تحقیقی جامع به قلم دکتر اسدالله ابراهیمیان

تحقیقی جامع به قلم دکتر اسدالله ابراهیمیان
گفته میشود که مقدار آبی که پشت سدها در حوزه آبریز ارومیه ذخیره شده است کم تر از ده درصد آبی است که اگر به دریاچه ارومیه ریخته شود آنرا به حالت 50 سال پش در می آورد. با استناد به صحت این عبارت میتوان نتیجه گرفت که این مقدار آب ممکن است حتی نیازهای مصرف شهری منطقه را هم بر طرف نسازد چه رسد به اینکه به مصرف کشاورزی و صنعت برسد.
https://www.facebook.com/science111
گفته میشود که پل میانگذر دریاچه ارومیه از چرخش آب در دریاچه جلوگیری کرده و در نتیجه به خشک شدن دریاچه انجامیده است. می پرسیم: اکنون که آبی در دریاچه وجود ندارد پس این پل چطور میتواند از چرخش آب جلوگیری کند!؟ سوال دیگر اینکه اگر پل را خراب کنیم آیا دریاچه پر آب خواهد شد؟ 

گفته میشود که مصرف آب در حوزه کشاورزی بیش از 85% کل ذخیره آب است و این مثدار بایستی تقلیل یابد. میپرسیم: درکجای دنیا حوزه کشاورزی از این مقدار کمتر مصرف میکند!؟ در ایالت کالیفرنیای امریکا هم بیشترین مقدار آب در حوزه کشاوری و صنعت است و آب مصرفی شهرها در حدود 6% کل است. 

گفته میشود درختان سیب کاشته شده در اطراف ارومیه آب زیاد مصرف میکنند و افزایش 3 برابری زمین های زیر کشت سیب و مصرف بیشتر آب موجب شده تا آب دریاچه کم شود. با این حساب اگر2/3 درختان 
سیب اطراف دریاچه را از ریشه در آوریم و بخشکانیم مشکل کم آبی دریاچه حل میشود!؟

گفته میشود اگر آب رودخانه زاب را به زرینه رود و سپس به سوی دریاچه ارومیه منحرف کنیم مشکل کم آبی و خشکسالی حل خواهد شد و هم اکنون پروژه ای برای عملی کردن این منظور در دست اجرا است که 70% پیشرفت فیزیکی داشته است. آیا اندیشیده ایم که رودخانه زاب مازادی ندارد که با واگرفتن آب از زمینهای اطراف دجله آنرا به طرف دریاچه ارومیه منحرف کنیم؟ آیا متوجه هستیم که وقتی این پروژه عملی شود به همان میزان که آبرا منحرف میکنیم زمینهای شرق عراق در اطراف دجله کم آب تر و شور تر میشوند؟ آیا متوجه هستیم که با اینکار به افزایش ریزگردها کمک میکنیم؟ آیا میدانیم که با واگرفتن آب از زمین های شرق عراق و سفید تر شدن زمین ها از تراکم ابرها بر فراز الوند جلوگیری میشود که ممکن است رود زاب را هم دچار نقصان آب کند؟ 

آیا اندیشیده ایم که حتی اگر دریاچه را از آب پر کنیم در شریط کنونی دریاچه زنده نخواهد شد زیرا میزان شوری آب در حدی خواهد بود که حتی میگیوی شور پسند ارتیمیا هم به سختی در آب دریاچه میتواند بزید و تولید مثل کند؟ 

آیا اندیشیده ایم که همه دریاچه ها عمر محدودی دارند و ارومیه هم از این قاعده مستثنی نیست و اگر بخواهیم آنرا احیاء کنیم میبایستی بستر دریاچه را نمک زدایی کنیم؟ 

آیا اندیشیده ایم که خشکی دریاچه ارومیه و خشکی تمام فلات ایران حاصل یک روند تخریبی زمینهای فلات بسته ایران است که با افزایش نمک در خاک منطقه و زمین فلات تدریجا کم آب تر و خشک تر شده است؟ آیا اندیشیده ایم که بازگرداندن طراوت و رطوبت به منطقه در گرو بازگرداندن فشر سبزینه به سرزمین فلات ایران است؟ آیا اندیشیده ایم که بازگشت قشر سبزینه به سرزمین فلات ایران بدون نمک زدایی میسر نیست و گیاهان شور پسند هم قادر به ادامه حیات در شوره زار و نمکزار نیستند؟ 

آیا در نظر گرفته ایم که فعالیت های معمولی انسان در سرزمین بسته فلات ایران موجب افزایش تدریجی نمک در خاک و آب منظقه شده است؟ 

آیا میدانیم که مصرف سرانه نمک درایران 4-5 برابر نیاز روزانه است و تمام نمک مصرف شده روزانه بودن هیج کم و کاستی به محیط زیست و زمین های اطراف باز میگردد در ان انباشته میشود و نهایتا توسط باد پراکنده میشود و زمینهای بیشتر و بیشتری کویری میشوند؟ 

آیا میدانیم که با در نظر گرفتن 10 گرم نمک مصرفی برای هر فرد در روز میزان نمک مصرف شده و وارد شده به محیط زیست برای جمعیت 75 میلیونی ایران روزانه 750 تن میباشد؟ از این مقدار نمک حاصله از 60 میلیون ساکنان فلات مرکزی به دلیل بسته بودن سرزمین فلات در آن باقی می ماند؟ 

آیا میدانیم که زمین های سفید شده توسط نمک جایی برای روییدن رستنی ها نیست و به تدریج که نمک زمین ازایش یافته زستنی ها هم از سرزمین فلات زدوده شده اند؟ 

آیا میدانیم که زمین های سفید شده توسط نمک نور و حرارت خورشید را منعکس و هوا را گرمتر میکنند که این پدیده به نوبه خود از تراکم ابرها و وقوع بارندگی می کاهد؟

 

عکس

این مقاله با تلاش دکتر اسدالله ابراهیمیان - محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا تهیه شده است

/ 0 نظر / 29 بازدید