آیا با خشک شدن ارومیه گلوگاه ایران در شمال غرب فلات هم کویری میشود؟

آیا با خشک شدن ارومیه گلوگاه ایران در شمال غرب فلات هم کویری میشود؟
2. این همان سرزمینی است که در آغاز مهاجرت آریایی ها و سالها بعد از آن سرسبز و پر طراوت بود و دریاچه ای وسیع در قسمت کویر نمک خراسان و بیشه زاری سرسبز در قسمت کویر لوت درآن وجود داشت. 

 


3. این همان سرزمینی است که مارکو پولو جهانگرد ایتالیایی در قرن 13 میلادی آنرا سرسبز و پر طراوت دیده و گونه های گیاهی و جانوری گوناگون را در ناحیه سیستان و بلوچستان و کرمان مشاهده و گزارش کرده است. 
4. حتی وقتی به نقشه فلات ایران در 50 سال پیش (شکل 2) نگاه میکنیم تصویری سرسبزتر از امروز می بینیم چه دیگر مثل آن زمان هیچیک از دریاچه های درون فلات ایران باقی نمانده و همه ناپدید شده اند (شکل 3) و دیو سفید نمک همه خاک فلات را فراگرفته است. حتی دریاچه ارومیه، که روزگاری نه چندان دور چهارمین دریاچه آب شور جهان از نظر وسعت بود، دارد ناپدید میشود (شکل 4).

این همان سرزمینی است که تا سال 1942 میلادی شیر آسیایی در آن میزیست و چند گونه از گورخر آسیایی به طور آزاد در آن می چریدند. 
5. امروز علاوه بر ناپدید شدن دریاچه های فلات و نایافت شدن گونه ها، تمام زمینهای فلات مرکزی ایران به رنگ سفید نمک درآمده و این تغییر رنگ خاک عامل مهمی در گرمی هوا و پراکنده کردن ابر ها بر فراز فلات ایران و کم بارانی و خشکسالی های فزاینده به حساب می آید (شکل 3). 


6. در حالیکه ابری بر فراز منطقه متراکم نمیشود دانشمندان کشور مان به دنبال چند تا "متخصص" و "صاحب نظر" المانی و ژاپنی، که یک وجب کویر هم در کشور های خود ندارند، راه افتاده اند و می خواهند ابرها را بارور کنند، ویا آب رودخانه زاب را که از کوههای الوند سرچشمه میگیرد و به رود دجله میریزد به سوی گودال ارومیه منحرف کنند. 
7. آیا این آفایان متخصصین میدانند که با منحرف کردن رودخانه زاب زمینهای دامنه های غربی زاگرس در خاک عراق خشکتر و پر نمک تر و سپید ترخواهند شد و در نتیجه از تراکم ابر ها بر فراز الوند جلوگیری به عمل خواهد آمد و رود خانه زاب از سرچشمه خواهد خشکید!؟ 
8. چرا از خود نمیپرسیم کدام ابر را میخواهیم بارور کنیم در حالیکه ابری در کار نخواهد بود!؟ همان ابری که از دیو سفید نمک 3 میلیارد تنی خفته در فلات ایران گریزان است!؟ همان ابری که از دیو سفید یک میلیارد تنی در بستر دریاجه ارومیه هراسناک است را میخواهیم بارور کنیم!؟ 
9. اگر به نقشه ایران در 50 سال آینده فلات ایران بنگریم می بینیم که به دلیل کم شدن باران و فراگیر تر شدن خشکسالی های پی در پی و به دلیل حمل نمک بستر ارومیه بوسیله بادهای موسمی و دایمی و ریز گردها (که بر تعداد و شدت آنها افزوده خواهد شد) از طرف آذربایجان به قسمت گلوگاه ایران، زمینهای این منطقه نیز از نمک پوشیده خواهند شد و رستنی ها به جزیره های کم نمک تر و کوهپایه ها محدود و مختصر خواهند شد. آنوقت ممکن است پدیده ای به نام بادهای 120 روزه آذربایجان (همانند بادهای 120 روزه سیستتان) هم در منطقه شمال غرب ایران به وقوع بپیوندند. 
10. با این حساب میتوان تصور کرد که در چند دهه آینده مناطق کویری ایران که هم اکنون به فلات مرکزی محدود هستند به سمت شمال غرب کشور گسترش یابند (شکل 5). از آنجا که زمین های منطقه گلوگاه ایران بر جسته ترند اگر بارندگی های پراکنده ای هم صورت بگیرد و سیلابی جاری شود می توان پیش بینی کرد که نمک موجود در خاک منطقه بدون کم و کاست به سوی گودال حوض سلطان روانه شود و میزان نمک حاصله از این گودال افزایش خواهد یافت همان طوریکه تا کنون چنین روند صعودی در میزان نمک حوض سلطان مشاهده میشود (شکل 6). 
11. به این ترتیب میتوان ملاحظه کرد که روند تخریب محیط زیست فلات ایران از جنوب شرق و شرق به طرف شمال غرب گسترده خواهد شد (شکل 6) و زمینهای مشحون از نمک در ناحیه گلوگاه فلات ایران هم به کویر لوت دیگری تبدیل خواهند شد که نمک های بستر ارومیه و باد نقش اساسی در شکل گرفتن آن خواهند داشت. 
12. در این صورت میتوان انتظار داشت که خرده بارانی هم که زمینهای منطقه فلات مرکزی امروز دریافت میکند بازهم کاهش یابد و این پدیده به ایست کامل زیست محیطی فلات ایران منجر شود. آنوقت نقشه دموگرافیک و اجتماعی ایران به دو باریکه ساحلی در جنوب زاگرس و شمال البرز محدود خواهد شد چه ساکنان منطقه فلات مرکزی به دلیل بی آبی مجبور به مهاجرت خواهند شد. 
13. آنوقت احتمالا تمام آن ساختمانهای شیک و برج های شیشه ای و براق خالی و به عنوان بقایای تمدنی در هزاره های بعدی کشف خواهند شد. 

عکس
14. از آنجا که بارندگی در منطقه فلات به شدت کاهش خواهد یافت دامنه های شمالی زاگرس و جنوبی البرز هم کم درخت تر و تهی از پوشش گیاهی خواهند شد و مناطق حفاظت شده امروزی هم که در آنها گونه های کمیاب نگهداری میشوند دستخوش ناهنجاری و افت کیفیت خواهند شد. وقتت زیادی باقی نمانده تا متخصصین محترم به بازی خطر ناک "محیط زیست بازی" اخود دامه دهند. مشکل زیست محیطی فلات ایران در انباشت نمک در خاک است و راه حل آن با ایجاد "سازمان نمک زدایی و بازیابی فلات ایران" و همکاری مردم ایران قابل حل است نه با بارور کردن ابرها. تا قشر سبزینه به محیط زیست فلات باز نگردد حیات و طراوت هم به فلات ایران باز نخواهد گشت و این بازگشت در گرو نمک زدایی زمین های فلات است. 

 

این مقاله با تلاش دکتر اسدالله ابراهیمیان - محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا تهیه شده است

/ 0 نظر / 28 بازدید