آیا فلات ایران به زودی غیر قابل زیست میشود ؟ (بخش دوم)

آیا فلات ایران به زودی غیر قابل زیست میشود ؟ (بخش دوم)
نگاهی به یافته های باستانشناسی "شهر سوخته" (شکل 2) در نزدیکی شهر زابل در مرز افغانستان و در مجاورت گودال کویر لوت کنونی حکایت از تمدنی شش هزار ساله دارد که در آن وجود آبراه ها، نهرها وهمچنین درختان تنومند نشانگروجود و وفور آب در منطقه بوده است.

 

باید در نظر داشت که هنگاهی که آریایی ها به منطقه فلات ایران کوچ کردند این سرزمین همچنان دارای چراگاهها، جویبارها و آبگیرهای فراوانی بوده است. مسلماً کوچ اقوام آریایی به منطقه به منظوریافتن نمکزار و کویرو یا احیانا معادن سرشار منطقه نبوده و نیایش داریوش هخامنشی برای مصون ماندن این سرزمین ازدروغ وخشکسالی هم برای حفظ شوره زارها و نمکزارها نبوده است، چه زمین شوره، سبزه و سنبل که هرگز، خارو خسک هم بر نیارد. پس میتوان نتیجه گرفت که سرزمین فلات ایران از ده هزار سال پیش تا زمان هخامنشیان منطقه ای سرسبز و پر طراوت و مشحون از گونه های گیاهی و جانوری بوده است. سنگ نگاره های تخت جمشید (شکل 3) و دست نوشته ها و متون باستانی نیز این دیدگاه را تایید میکنند.

در کتاب اوستا دریاچه هامون به عنوان منشاء و محل ظهور زرتشت پیامبر معرفی شده و از سرزمین فلات ایران هم به طور ضمنی به عنوان زیست بوم و کنام انواع گوناگون و فراوان درختان و حیوانات یاد شده است. کمی بعد از هخامنشیان و در دوره پانصد ساله فرمانروایی ساسانیان نیزظاهراً فلات ایران کما کان سرسبز و پر طراوت بوده است. گونه های جانوری از قبیل گورخر، گوسفند و بز کوهی وهمچنین شیر و پلنگ و یوز پلنگ در سرزمین فلات به فراوانی یافت میشده اند که خود حاکی از گوناگونی حیات و وجود قشر سبزینه در خاک فلات ایران بوده است. بهرام گور شاهزاده ساسانی نه تنها به شکار گورخرعلاقه مند بوده بلکه برای به دست آوردن تاج پادشاهی نیز میبایستی آنرا از بین دوشیر گرسنه به دست می آورده است. واضح است که بدون قشر سبزینه لازم و کافی این گونه های جانوری درشت اندام و صدر نشین هرم های زیستی را یارای زیستن درزیست بوم ها و کنام های فلات ایران باستان نبوده است. در آتار ادبی به جای مانده از مشاهیر ایرانزمین و سفرنامه های جهانگردان دوران بعد از اسلام هم میتوان تصویر سرسبزتر و سرزنده تری از سرزمین فلات ایران به دست آورد. از لابه لای اوراق شاهنامه فردوسی، بوستان وگلستان سعدی و مثنوی معنوی می میتوان استنباط کرد که سرزمین فلات ایران زیست بوم گونه های متنوع گیاهی و جانوری آن زمان ها بوده است.

مارکو پولو جهانگرد ایتالیایی در قرن هفتم هجری و دیگر جهانگردان زمینهای ناحیه سیستان و شرق کرمان را سرسبز توصیف کرده و از وجود گونه های بومی چرندگان و پرندگان، جنگل های انبوه انبه و همچنین از دریاچه ای در مسیر خود در این ناحیه خبر داده اند. امروز نه تنها از آن دریاچه خبری نیست بلکه مناطقی از سرزمین سیستان و کرمان و خراسان وسمنان و غرب افغانستان دچار خشکسالی و کم بارانی شدید هستند و بسیاری از ساکنان این مناطق به دلیل بی آبی به نقاط دیگر کوچیده اند. اخیراً هم مشکل کم آبی و خشکسالی گریبانگیر مناطق وسیع تری از سرزمین فلات ایران شده و جیره بندی آب در برخی کلانشهرها به اجرا در آمده است. در این مسیراضمحلال وتخریب زیست محیطی فزاینده تاکنون گونه های گیاهی و جانوری بسیاری از دشتهای فلات ایران رخت بر بسته، در کوهپایه ها محدود، ناپدید و یا به کلی نایافت (منقرض) شده اند. شیر ایرانی (آسیایی) که روزگاری نشان پرچم کشور ایران بوده است برای آخرین بار حدود 70 سال پیش در بیشه زار های خوزستان (دزفول) دیده شده است وامروزه تنها تعداد کمی از این گونه نادر در هندوستان و در پناه سازمان حفاظت محیط زیست آن کشوربه سر میبرند. 

 


با این همه ما اصرار داریم که شیر آسیایی را به فلات ایران باز خوانیم وبه کنام اصلی اش برگردانیم بدون اینکه زیر ساخت های زیست محیطی لازم یعنی قشر سبزینه را در زمین های فلات برای این دعوت مهیا ساخته باشیم تا گونه های شکار شونده (شکل 3)، مثل گورخر آسیایی که خوراک اصلی شیر بوده است، بتوانند به این سرزمین بازگردند و در آن آزادانه تولید مثل کنند. اندک بازماندگان گور خر آسیایی هم اکنون درمناطق حفاظت شده بهرام گور و توران نگهداری میشوند. همچنین، ما اصرارداریم که محیط زیست ایران فقط محدود به مناطق حفاظت شده است وبر این باوریم که زمین های کویری فلات ایران همیشه مثل امروز سترون بوده اند. حتی در میان مناطق حفاظت شده زمینهای کویری هم گنجانده ایم که ازمنظر زیست محیطی نابارور و نا کارآمد محسوب میشوند. شاید کمی مضحک و حتی ناشیانه باشد که با خود فریبی کویر نمکسود وفاقد قشر سبزینه، که بالاترین رده حیات در آن معدودی مار و سوسماروعقرب و عنکبوت است، را "محیط زیست" بنامیم و به خود تلقین کنیم که این گونه های موجود خود را با "محیط زیست" کویر وفق داده اند وحتی انتظار داشته باشیم گونه های چرنده و درنده با دعوتنامه خشک وخالی ما به سرزمین خشک و سوزان فلات ایران بازگردند! آیا چرنده یا درنده ای را میتوان یافت که پس از رهاسازی در کویرهای ایران بتواند با بی آبی و بی غذایی به سربرد و تولید مثل کند و زمینه را برای بازگشت دیگر گونه های رده های مختلف هرم زیست محیطی فراهم سازد!؟ همچنین باید توجه داشت که آنچه امروز تحت عنوان مناطق حفاظت شده داریم (170 میلیون هکتار) کمتر از 10% مساحت کل کشور ایران است و شاید این باقی مانده زمینهای نیمه بارآور و نیمه حاصلخیز فلات هم با همه تلاش ماموران و دلسوزان در چند دهه آینده دستخوش کویر زایی و خشکسالی مطلق شوند. به علاوه مناطق حفاظت شده عموما موقتی هستند و بخصوص گونه های جانوری و حتی گیاهی معدود را نمیتوان برای بلند مدت در مناطق حفاظت شده نگاه داشت. به علت کوچکی مساحت و تراکم گونه های تحت حفاظت دراین مناطق همیشه احتمال بروز بیماری های همه گیر با ضریب نفوذ بالاتری وجود دارد و گاه در اثر یک عفونت همه گیر ویروسی یا باکتریایی یا انگلی کل ذخیره ژنتیکی محفوظ در این مناطق در معرض نابودی کامل قرار میگیرد. ....... ادامه دارد. ابراهیمیان 30 تیرماه 1393 

 

منبع: www.rezakhazai.ir

این مقاله با تلاش دکتر اسدالله ابراهیمیان - محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا تهیه شده است

/ 0 نظر / 19 بازدید