مروری بر زندگی ابو ریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی

ابو ریحان بیرونیمروری بر زندگی ابو ریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانیپیرمرد رو به سوی غرب داشت. شاید کمی با تمسخر نگاه می کرد. آنگاه دستانش را با صلابت بالا برد و چشم ها را بست. چهار کره بر گِرد سرش پدیدار شد. عطارد بود و بهرام و برجیس و کیوان. پیرمرد لبخند زد. چهار کره شروع به چرخیدن کردند. پیرمرد خورشید و زمین را در نظر مجسم کرد. زمین دور خورشید چرخید. چرخید و باز هم چرخید. سالیان دراز گذشت. پیرمرد از حرکت باز ایستاد و ثابت ماند. به عصر ارتباطات وارد شده بود. عصر تکنولوژی. عصر صنعت و دهکده جهانی. پیرمرد خشکش زد. گویی از سنگ بود. با طلوع صبح دم، مردمان خواب آلود ابوریحان بیرونی را در ضلع جنوب شرقی پارک لاله مشاهده کردند. پیرمردی که با تمسخر به تکنولوژی غرب می نگریست و چهار کره را بر سرش می چرخانید. وقت مشاهده تمام شده بود. مردم خواب آلود به سر کار های خود شتافتند. پیرمرد همچنان به غرب می نگریست و در ذهن زیبایش از پس قرون و اعصار، صفحات عصر طلایی علم ایران را ورق می زد. به یاد آورد...

***

در قرن چهار و پنج هجری، زمانی که نابغه بزرگ جهان علم، ابوریحان بیرونی در سال 362 هجری قمری پا به جهان گذاشت، شهر جرجانیه مرکز تجمع بزرگان علم و ادب ایران زمین بود. ابونصر منصور بن علی، کسی که سالها در محضر ابوالوفاء بوژگانی شاگردی کرده بود و معرفت آموخته بود، تعلیم ابوریحان را در شهر کاث بر عهده گرفت و به او مطالب بسیاری در ریاضیات آموخت. ثمره این دانش آموزی ها مردی را پدید آورد که در وصفش گفتند: دانشی نبوده که بیرونی در روزگار خود در آن کارورزی نکرده یا به نگاه کارشناسانه در آن ننگریسته باشد.

بیرونی در محضر استادی نظیر عبدالصمد حکیم، حکمت و علوم عقلی را آموخت و در حالیکه تنها بیست و هفت ساله بود، آثار الباقیه را تالیف کرد. سالها می گذشت و او چون تشنه لبی از چشمه جوشان علم می نوشید. قرن سوم هجری به پایان رسیده بود و هشت سال از شروع سده چهارم می گذشت که خوارزم به آتش قهر محمود غزنوی سوخت. کتابخانه عظیم خوارزم به آتش کشیده شد و بسیاری از رجال علم کشته شدند. ابوریحان و عبدالصمد حکیم به اسارت گرفته شدند و محمود، آنها را با خود به غزنین برد. ابوریحان در شرف اعدام بود که با وساطت خواجه میمندی از مرگ گریخت و به عنوان یک زندانی سیاسی با محمود غزنوی به غزنین رفت. او به مدت شش ماه در قلعه شهر نندنه محبوس بود و در آنجا آزمایش های رصدی خود را کامل کرد.

 

***

 

پیرمرد باز هم به گذشته اندیشید. سلطان ظالم عصر غزنوی. سلطان محمود. خاطره ای به یاد آورد...

قصر سرسبز سلطان محمود از طراوت بهار جلا یافته بود. سر سبزی باغ، سلطان را سر شوق آورده بود و او را به سوی خود می خواند. تصمیم گرفت که به داخل باغ برود. ناگهان منصرف شد و تصمیمی گرفت. به چهار در خروجی عمارت نظری افکند. سپس رو به ابوریحان کرد و گفت: ای حکیم دانشمند که در علم و حکمت یکه تازی. اندیشه و استشاره کن و بگو ما از کدامین یک از این چهار در بیرون خواهیم رفت. آنگاه روی کاغذی بنویس و در زیر تخت من قرار بده.ابوریحان در چهره سلطان نگریست. خنده شومی گوشه لب سلطان بود. بیرونی اسطرلاب خواست. ارتفاع گرفت و محاسبه کرد. چندی که تعقل کرد روی کاغذ چیزی نوشت و در زیر تخت سلطان قرار داد.

 

محمود به یکباره بر خواست و دستور داد تا با بیل و تیشه بر دیوار عمارت شکافی بازکنند و از باغ خارج شد. آنگاه گفت: کاغذ را بیاورید. سلطان محمود کاغذ را خواند. بیرونی این طور پیش بینی کرده بود: (( از این چهار در از هیچ یک بیرون نشود، بر دیوار مشرق دری بکنند و از آن در بیرون شود((

 

سلطان محمود برآشفت. از خشم تیره شد و فریاد کشید. آنگاه دستور داد تا ابوریحان را از بالای عمارت باغ به پایین پرتاب کنند.خواجه حسن به فراست دریافت که شفاعت کردن در آن لحظه موثر نخواهد بود. بنابراین دستور داد تا در پایین عمارت دام نرمی قرار دهند. ابوریحان به پایین پرتاب شد و به لطف نرمی دام، از مرگ گریخت.

 

سلطان پس از چند روز از کشتن ابوریحان پشیمان شد. خواجه حسن میمندی شرح حال رفته را بازگفت. بار دیگر ابوریحان در نزد سلطان محمود حاضر شد. این بار بر چهره سلطان شادی نشسته بود و بر چهره ابوریحان بی تفاوتی. محمود گفت: ای ابوریحان! آیا از این که قرار بود از بام عمارت به پایین بیفتی و جان به در ببری نیز خبر داشتی؟ابوریحان گفت: آری ای امیر.سلطان محمود دلیل خواست. ابوریحان باز گفت: تقویم روزانه ام گواه است. و تقویم را به محمود نشان داد. سلطان در احکام آن روز ابوریحان این گونه خواند: (( مرا از جای بلندی بیندازند، ولیکن به سلامت بزمین آیم و تندرست برخیزم((سلطان محمود باز دیگر خشمگین شد و دستور داد تا ابوریحان را به زندان بیاندازند. ابوریحان شش ماه در حبس بود و بار دیگر به وساطت خواجه حسن میمندی آزاد شد...پیرمرد روزهای زندان ِ سلطان محمود را به یاد آورد. چه سالهای سختی را پشت سر گذاشته بود. سالهایی که حق بازگشت به موطن خویش، خوارزم را نداشت.

 

ابوریحان در سال 418 هجری قمری زمانسنج ویژه ای را بر پایه نظام خورشیدی برای مسجد جامع غزنین ساخت و در همان سال با ملاقات سیاحان چینی در دربار سلطان محمود اطلاعات مفیدی از ایشان کسب کرد. ابوریحان بیرونی به واسطه سفرهای پیاپی اش به هند در ملازمت سلطان محمود، زبان سانسکریت را آموخت و در باره هندوان دانش های بسیاری کسب کرد و سرانجام در سال 424 هجری قمری، شاهکاری به نام تحقیق ماللهند را تالیف نمود.

 

پیرمرد به یاد عالمان هم عصر خویش افتاد. ابن هیثم بصری را به یاد آورد که با او در هندسه بحث کرده بود. سپس به یاد ابن سینا افتاد و مناظره معروفش با شیخ الرئیس را به یاد آورد. ابوریحان از فلسفه یونانی و ارسطویی پرسیده بود و ابن سینا پاسخ گفته بود. صحبت آن دو به سکون ارض و میل اجسام به مرکز زمین و امتناع خلاء و ابطال جزء لایتجزی و تناهی ابعاد و ... هم کشیده بود و به اعتراض ابوریحان بر پاسخ های ابن سینا انجامیده بود. پیرمرد، حالا که به گفتگوهایش با ابن سینا فکر می کرد، افسوس لحظات گذشته را می خورد... این قافله عمر عجب می گذرد!

 

عمر سلطان پیر به پایان می رسید. بوی وطن، مشام ابوریحان را عطرآگین می کرد. در عصر سلطان مسعود، ابوریحان اجازه رجعت به دیار خود را دریافت کرد و پس از 13 سال دوباره خوارزم را دید و تاریخ آن جا را نوشت.در بازگشت به غزنین و در سال 423 هجری قمری، بیرونی تالیف کتاب اقانون مسعودی را به اتمام رساند و به سلطان مسعود تقدیم کرد. ارزش این کتاب تا حدی بود که آنرا تا حد مقایسه با المجسطی بطلمیوس بالا برد. این کتاب دایره المعارف کاملی در نجوم به شمار می رفت، همان طور که قانون الطب شیخ الرئیس ابوعلی سینا دایره المعارف پزشکی بود. ابوریحان، پیلواری را که سلطان مسعود برای قدردانی از قانون مسعودی برایش فرستاده بود را باز فرستاد. علاوه بر آن، ابوریحان بر تالیف التفهیم را در نجوم و نیز الجماهر را در شناخت گوهر ها و کانی شناسی همت گماشت.

 

ابوریحان در محاسبات خویش از نوعی ترازوی ویژه استفاده می کرد که پدربزرگ ماشین حساب های امروزی محسوب می شود. مسائلی را که او در ریاضیات پایه گذاشت، شالوده طرح اعمال و راه حل ها توسط حکیم عمر خیام نیشابوری شد و در قرن هفت از این دو به خواجه نصیرالدین طوسی انتقال یافت. ابوریحان عدد پی را محاسبه کرد، محیط زمین را اندازه گیری نمود، موقعیت ستارگان را با اسطرلاب بدست آورد و کره جغرافیایی ساخت.

 

سال 440 هجری قمری فرار سیده است. مردی که به جز در نوروز و مهرگان دست از کار نمی کشید اینک در بستر بیماری افتاده است. نفس های آخر بزرگ مرد علم و حکمت فرار سیده است. علی بن عیسی الولواجی به دیدن او آمده است. ابوریحان به یاد مسئله ای می افتد: ای شیخ! حساب جدات ثمانیه را که وقتی به من گفتی بازگوی که چگونه بود؟!

 

شیخ گفت: ای حکیم بزرگوار. اکنون چه جای این سوال است؟ابوریحان می گوید: کدامیک از این دو امر بهتر است؟ بدانم و بمیرم یا ندانم و نادان درگذرم؟شیخ مسئله را بازگفت و از حضور ابوریحان مرخص شد. چندی دور نشده بود که صدای شیون و زاری از خانه او بلند شد... ابوریحان بیرونی در گذشت.

 

***

 

پیرمرد، همچنان پرصلابت، چهار کُره را بر گرد سر خود می چرخاند و به غرب می نگریست. لبخندی بر گوشه لبش روان بود. شب فرا رسیده بود و مردم شتابان از جلوی مجسمه سنگی ابوریحان می گذشتند تا به خانه برسند و ابوریحان بیرونی، چشم انتظار صبح صادق دیگری بود.

   زندگی نامه ابوریحان بیرونی

این مرد بزرگ و دانشمند در بامداد پنج‌شنبه سوم ذی‌الحجه سال 362 ه.ق مطابق مهر روز 16 شهریور ماه 342 یزدگردی و 972 م. در بیرون یعنی حوالی خوارزم دیده به جهان گشود و با تولد او (در شهر بیرون که امروزه یکی از شهرهای کوچک ازبکستان کنونی است و در شمال شرقی اورگنج و در سمت راست رود جیحون قرار دارد) ایران یکی دیگر از بزرگترین مفاخر جهان را به خود دید.. هیچ اطلاعی در باره اصل و نسب و دوره کودکی بیرونی در دست نیست. نزد ابو نصر منصور علم آموخت در 17 سالگی از حلقه ای که نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهار رادرکاث رصد کند، و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج نماید چهار سال بعد برای اجرای یک رشته از این تشخیص ها نقشه هایی کشید و حلقه ای به قطر 15 ذراع تهیه کرد.

در 9 خرداد 376 بیرونی ماه گرفتگی(خسوفی)رادرکاث رصد کرد و قبلاٌ با ابوالوفا ترتیبی داده شده بود که او نیز در همان زمان همین رویداد را از بغداد رصد کن. اختلاف زمانی که از این طرق حاصل شد به آنان امکان داد که اختلاف طول جغرافیایی میان دو ایستگاه را حساب کنند وی همچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشک بخارایی به مکاتبات تندی در باره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت در دربار مامون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیم داشته چند سال هم در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر به سر برده، در حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت کرده، موقعی که سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از کشتن وی در گذشت و او را در سال 408 هجری با خود به غزنه برد در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حکما و علماء هند معاشرت کرد و زبان سانسکریت را آموخت ومواد لازمه برای تالیف کتاب خود موسوم به تحقیق ماللهند جمع‌آوری کرد.

 

بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیایی حدود 11 شهر هند را تعیین نمود خود بیرونی می نویسد که در زمانی که در قلعه نندنه به سر می برد، از کوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. نیز روشن است که او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است تعداد زیاد رصدهای ثبت شده ای که به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال 398 آغاز می شود و ماه گرفتگی روز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانی سال 400 بود.

 

ابوریحان شخصیتی کم‌نظیر و ماندگار است که جهان از قرن 19 به بعد او را شناخت. ابوریحان مردی است که به اکثر علوم زمان خود احاطه داشته است. او از اولین کسانی است که به پیداکردن وزن مخصوص بسیاری از اجسام مبادرت ورزید و آن‌چنان وزن مخصوص این اجسام را دقیق محاسبه کرده که اختلاف آنها با وزن مخصوصهایی که دانشمندان قرون اخیر با توجه به تمام وسایل جدید خود تهیه کرده‌اند بسیار ناچیز است. ابوریحان در طول عمر خود به شهرهای مختلفی سفر می‌کرد و به اندازه‌گیری طول و عرض جغرافیایی آن شهرها می‌پرداخت و سپس موقعیت هر شهر را روی یک کره مشخص می‌‌کرد و پس از سالها توانست آن نقاط را روی یک نقشه مسطح پیاده کند و این مقدمه علم کارتوگرافی بود که این‌کار با ابوریحان شروع شد.

  

بیرونی تقریبا به تمام علوم زمان خود مسلط بود و همین طور در تمام شاخه‌های ریاضیات آن زمان دستی داشت. وی در جبر ، مثلثات ،‌ هندسه و نگاشت گنج‌نگاشتی ، مجموع سری‌ها ، آنالیز ترکیبی ، روش‌های حل معادلات جبری ، مسایل حل‌ناپذیر ریاضی مانند تثلیث زاویه ، قضیه سینوس ها در صفحه ، عددهای گنگ ،‌ مقاطع مخروطی و ... پژوهش‌های فراوان داشت و آثار بزرگی از خود به جا گذاشت.

 

ابوریحان در طول 72 سال زندگی خود حدود 143 کتاب نوشت (که از مهمترین کتابهای وی می‌توان به التفهیم، آثارالباقیه، قانون مسعودی، و تحقیق ماللهند و اشاره کرد) این تعداد، اوراق نوشته شده به وسیله او را به 12 هزار برگ می رساند.

 

بیرونی تالیفات بسیار در نجوم و هیات و منطق و حکمت دارد از جمله تالیفات او قانون مسعودی است در نجوم و جغرافیا که به نامه سلطان مسعود غزنوی نوشته، دیگر کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومی که در حدود سال 390 هجری به نام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تالیف کرده این کتاب را مستشرق معروف آلمانی زاخائو در سال 1878 میلادی دررلیپزیک ترجمه وچاپ کرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. دیگر کتاب ماللهند من مقوله فی العقل اومر ذوله در باره علوم و عقاید و آداب هندیها که آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه کرده و در لندن چاپ شده است دیگر التفهیم فی اوائل صناعه التنجیم در علم هیات و نجوم و هندسه. بیرونی هنگامی که شصت و سه ساله بود کتابنامه ای از آثار محمد بن زکریای رازی پزشک تهیه نمود و فهرستی از آثار خود را ضمیمه آن کرد این فهرست به 113 عنوان سر می زند که بعضی از آنها بر حسب موضوع گه گاه با اشاره کوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست کم 14 سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز کار می کرد به علاوه 7 اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگری هم نام برده شده است. تقریباٌ‌ چهار پنجم آثار او از بین رفته اند بی آن که امیدی به بازیافت آنها باشد از آنچه بر جای مانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است.

  

زمانی که در اروپای غربی، جهل قرون وسطایی حکومت می‌کرد و اثری از علم در هیج جای دنیا به‌چشم نمی‌خورد، جز سوسوهایی از علم در هند و چین، دانشمندانی بنام در ایران درخشیدند که از آن میان، ابوریحان بیرونی شاخص است. ابوریحان یکی از شخصیتهایی است که به‌عقیده دکتر شهریاری هنوز به‌درستی شناخته نشده است. ابوریحان در همه زمینه‌ها کار کرده است. ابوریحان اولین کسی بود که به کرویت زمین اعتقاد داشت. اولین کسی بود که جز به تجربه هیچ چیز را قبول نداشت. فرانسیس بیکن را که سرچشمه تجربه می‌دانند، قرنها پس از او مسئله تجربه را مطرح کرد.

 

ابوریحان عاشق ایران بود. داستانی درباره او نقل است که وقتی محمود غزنوی بنا بود به ایران لشکر بکشد، مأموران خلیفه نزد او در خوارزم آمدند و پیام دعوت خلیفه را به بغداد به او رساندند. ابوریحان نپذیرفت و گفت: «من در ایران می‌مانم، ولو در بند محمود غزنوی باشم و به بغداد نمی‌آیم

    زمانی که ابوریحان بیرونی به‌دستور محمود غزنوی به هند رفت. محمود غزنوی به‌دنبال قتل و غارتش بود اما ابوریحان به محفل علمای هند رفت. رهاورد این سفر کتابی شد به‌نام «کتاب‌الهند» شامل تمام گذشته هند، و اگر این کتاب نبود، حتی خود هندیان هم از سابقه هند هیچ اطلاعی نداشتند. این کتاب حاوی مباحث مردم‌شناسی فراوانی هم هست. اما متاسفانه به فارسی ترجمه نشده است.  

دکتر پرویز شهریاری در پایان توضیحات خود درمورد ابوریحان می‌گوید: «همزمان با ابوریحان دانشمندانی مثل پورسینا، کوشیار گیلانی و خجندی هم بودند که همه در ریاضیات و اخترشناسی سرآمد بودند اما از آن میان، ابوریحان مشهورتر است. در آن دوره 600 ساله که دوران علم ایرانی است، دانشمندان مختلفی داشتیم که در همه جای دنیا درخشیدند و هیچکس نمی‌توانست با آنها برابری کند اما اگر به تاریخ تمدن ویل دورانت که در حدود 18 جلد نوشته شده، مراجعه کنید، سهم ایران در تمدن جهان فقط حدود 10 صفحه است. ما باید برای شناساندن تمدن خود بیشتر کار کنیم و حداقل کتابهای دانشمندان خود را به فارسی ترجمه کنیم

  

ابوریحان در طول عمر خود با قناعت زندگی می‌کرد و به تجملات و ظواهر دنیا اهمیتی نمی‌داد و زمانی که در غروب شب جمعه دوم رجب 440 ه.ق برابر با 1048 م. در غزنه چشم از جهان فروبست، ثروت زیادی را برای خانواده‌اش باقی نگذاشت و ثروت خانواده‌اش همان نام نیک ابوریحان بود که همیشه برای آنها جاودان ماند.

 

دانشنامه علوم چاپ مسکو ابوریحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده است. در بسیاری از کشورها نام بیرونی را بر دانشگاهها، دانشکده‌ها و تالار کتابخانه‌ها نهاده و لقب «استاد جاوید» به او داده اند. بیرونی گردش خورشید، گردش محوری زمین و جهات شمال و جنوب را دقیقا محاسبه و تعریف کرده است. خورشید گرفتگی هشتم آوریل سال 1019 میلادی را در کوههای لغمان (افغانستان کنونی) رصد و بررسی کرد و ماه گرفتگی سپتامبر همین سال را در در غزنه به زیر مطالعه برد.

 

ادوارد ساخائو درباره زبان‌ دانی و لغت‌شناسی او می ‌گوید: تالیفات ابوریحان به دو زبان است، عربی و پارسی، و از مطالعه کتب او معلوم می‌شود که ابوریحان زبان سانسکریت و زبان عربی و سریانی را می‌دانسته است. و ادوارد براون از قول ساخائو می افزاید: که اگر در دوران ما کسی بخواهد با استفاده از ادبیات و علوم جدید زبان سانسکریت و فرهنگ هنر را مورد مطالعه قرار دهد باید سالها بکوشد تا بتواند چون ابوریحان بیرونی با دقت و تعمق کامل به ماهیت تمدن باستانی هند پی ببرد و حق مطلب را ادا کند.

 

و عبدالحمید دجیلی درباره بیرونی چنین می‌گوید: اگرچه ابوریحان معمولا آثار خود را به عربی و سانسکریت می‌نوشت، اما از لحاظ فارسی دارای تسلط کامل بود تا آنجا که کتاب التفهیم وی که به دو زبان پارسی و تازی نوشته شده است هم‌اکنون به عنوان یک مرجع لغت فارسی مورد توجه دانشمندان و ادبای فارسی است و می‌افزاید هنگامی که ایشان از بابت تسلط ابوریحان بر فلسفه، تاریخ، طب، و هندسه آگاه می‌شود و از آن سخن می‌گوید نمی‌تواند بپذیرد که وی ادیبی ممتاز نیز بشمار می ‌آمده است. صاحب اعیان‌الشیعه در مورد او می‌گوید: که محاسباتش در علوم ریاضی آنچنان دقیق بود که با اندازه‌گیریهای زمان ما هیچ‌گونه اختلافی نشان نمی‌دهد و عنوان می‌کند که برتری بیرونی بر دیگران آن است که نوشته‌های خود را با خطوط و اشکال همراه می‌کرده است تا خواننده کتاب، افکار او را نه تنها از طریق نظری بلکه از راه عملی آن بخوبی دریابد و فرا گیرد. 

 نظر پردازی، نقش کوچکی در تفکر او ایفا می کرد وی بر بهترین نظریه های علمی زمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت .ابوریحان در سال 418 هجری قمری زمانسنج ویژه ای را بر پایه نظام خورشیدی برای مسجد جامع غزنین ساخت و در همان سال با ملاقات سیاحان چینی در دربار سلطان محمود اطلاعات مفیدی از ایشان کسب کرد.     اختراعات، اکـتشافات و پـژوهـش های ابوریحان: اصل تسطیح کره و ترسیم نقـشه های جـغرافـیایی. چاه آرتـزین (علیرغـم ادعای غـربـیان در نسبت دادن این کشف به خود، ابوریحان در آثارالباقیه مفصلاً به آن پرداخته است.)ترازوی ابوریحان که از دقـیق ترین ترازوهای تاریخ عـلم است. اصل نجومی تسویة البـیوت - اصل نجـومی مطرح شعـاع - سیر نور و صوت - محاسبه مساحت، محیط و قطر کـره زمین - طول و عـرض جـغـرافـیایی و سمت قـبلهً بـلاد - چـگـونگی تعـیـین قـله و ساحت محـراب مسجـد - رصد میل کلی و میل اعظم در نجوم - حرکت زمین - حرکت وسطی و اوج خورشید - خاصیت فیزیکی الماس و زمرد - جزر و مد رودها و نهـرها - اشکال هـندسی گلها و شکـوفه ها - امکان ایجاد خلاء - پـژوهـش در مورد چگـونگی تولید عسل- رصد خسوف و کسوف - پـژوهـش تاریخی در مورد سلسله ساسانیان - تـنظیم خانه های شطرنج - ساخت افزارهای ویـژه رصدی (سه میله، شاقول،.. .) - ساخت کره جـغـرافـیایی و طرح نظریه وجود قاره آمریکا.   ابوریحان بیرونی وحساب دانه های گندم  خانه های شطرنجدرکتب تواریخ اسلامی چنین نقل کرده اند که یکی از پادشاهان محلی هندبه نام  شرام مردی سفاک وظلم پیشه بود ودراند ک مدتی براثرسوء سیاست و بی خردی مملکتش دستخوش فقرورعایایش قرین تیره روزی شدند. برهمنان ان دیار برای رهایی ازاین مصیبت به فکرچارهافتادند. عاقبت یکی ازایشان که سمسانام داشت بازی شطرنج رااختراع کرد وبه حضورشاهبرد وبعد وفهماند که شاه شطرنج با انکه مهمترین مهره بازی است بی د ستیاری مهره هایدیگرنمیتواند به حرکتی مبادرت کند واگرمعاونت سایرمهره ها نباشد هرحرکتی که اوناشی شود مذ بوح ومنجربه هلاکت است.پادشاه را این بازی فوق العاده مسرورکرد وبه برهمن وعده داد که رفتارخود راعوض کندوبه پاداش این اختراع شگرف هرچه بخواهد به اوبدهد برهمن که میخواست پادشاه رادرسدیگری درباب احتیاط ومیانه روی بیاموزد گفت تنها پاداشی که متوقعم این است که پاد شاها مرفرماید که گماشتگان درخانه ی اول شطرنج یک دانه ی گندم بگذارند ودرخانه ی دوم دوبرابرگندم خانه ی اول ودرخانه ی سوم دوبرابرعدد گندم خانه ی دوم به همین ترتیب تاخانهاخرعده ی گندم های هرخانه رامضاعف خانه ی قبل ازان بنمایند ومجموع ان گندم ها را بهمن بدهند. پادشاه ابتدابه حقارت این در خواست برهمن خند ید ولی پس ا ز ا نکه به عظمتکمیت حاصل گندم ها پی برد دید که از عهده ی انجام خواهش برهمن برنمی اید.ازلحاظ تاریخی درست معلوم نیست که این قصه حقیقتی داشته یا نه بلکه قریب به یقین استکه بعضی ازحکماء ان رابرای گرفتن درس عبرت وضع وجعل کردند ولی ازوقتی که قضیهمزبورشایع شده علمای ریاضی درصدد پیداکردن مجموع گندم خانه شطرنج به طرزمذکوردرفوق برامده ودرباب ان زحماتی کشیده اند. حالیه که جداول لگاریتم و دستو رها ی جبری مدون دردست است حساب این گونه مسائل اسان وکارمحصلین کلاسهای متوسطه است ولیدرگذ شته علوم ریاضی ترقیا ت عصرمارانداشته وحتی نوشتن معادلات باحروف و علاماتنیزمعمول نبوده است پیداکردن جواب مسائلی نظیرمسئله ی فوق سخت مشکل بود ه است.مسئله ی فوق چنانکه اشاره شد مبنی برحساب حاصل جمع یک تصاعدهندسی است باقدرنسبتواین ایام یافتن جواب ان در چند دقیقه ممکن می شود.    عشق به حساب  بسیاری ازدانشمندان عشق مفرطی به حساب داشته اند. امپردانشمند شهیروعالم معروف فرانسوی در علاقه ای که به این قسمت داشته مشهوراست چنان که گویند قبل ازا ین کهارقام را شناخته وقادربه نوشتن انها باشد باسنگ ریزه ولوبیا حسابهای طولانی می نمود.ونیزگویند درکودکی کسالتی عارض وی شده بودوبرای این که فکرش راحت باشدمادرشاوراازلوبیاهای عزیزش جدا ساخته بود. امپر لقمه ی نانی راکه پس ازسه روز گرسنگیوپرهیزبه وی داده بودند خرد کرده مشغول محاسبا ت خود گردید.

/ 2 نظر / 231 بازدید
nazima

سلام دوست عزیز اول شما اقدام کنید تا بعدآ نوبت ما شود در پناه حق باشید http://nazima.persianblog.ir/ http://babakouhi.pib.ir/ [گل]

نوشهر بلاگ

لطفاً آدرسهای ما را درسايت خود قرار داده و پس از قراردادن در لينک باکس وب یا سایتتان، لينکهاي خود را نیز به لينکدوني اضافه نموده و بمااطلاع دهید، تاپس ازمدتی درصدها سايت مختلف درسراسرجهان به نمايش درآيد. لينک شما را هزاران نفرميبينند و ميتوانيد بازديدکننده واقعي داشته باشيد، همچنین از مزاياي ديگراين لينک باکسها اينست که پس ازمدتی امتیاز وبسايت شما را در موتور هاي جستجوگر، پرمحتواتر ميکند و بهتر از قبل ظاهر ميشود و رتبه شما روی مرکز سرچینگ گوگل بالاتر خواهدرفت. موفق و پيروز باشيد. http://afrandnegar.blogfa.com/ افرند نگار http://rezakhazai.blogfa.com/ وبلاگ رسمی رضا خزایی http://babolsar110.nikblog.com/ بابلسر110 http://rezakhazai.iranblog.com/ وبلاگ شخصی رضا خزایی http:// khengool.javanblog.com/خنگول بلاگ http://blognaz.com/rezakhazai/ وبلاگ رضا خزایی http://noshahrblog.persianblog.ir/وبلاگ نوشهربلاگ http://noshahrjoosh.iranblog.com/ نوشهرجوش محمود رستمی